دیوارهای زندان اوین بار دیگر گواه رنج نسلی است که به جرم آزادیخواهی و حقطلبی، هزینههای سنگینی میپردازند. ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۴ ساله، در حالی با سنگینترین احکام قضایی روبهرو است که صدایی در بیرون از حصارهای امنیتی زندان برایش میتپد.
صدور و تأیید حکم اعدام برای دختری ۲۴ ساله با اتهام سنگینی چون «بغی»، تنها یک پرونده قضایی نیست؛ این بازتاب واقعیت تلخ سیستمی است که در آن، انتقاد و ایستادگی با ماشین سرکوب پاسخ داده میشود. ارغوان پیشتر نیز هزینهی باورهایش را با بازداشت و تحمل حبس پرداخته بود، اما این بار پروندهای با فشارهای جانکاه، سلولهای انفرادی بندهای امنیتی و تلاش برای اخذ اعترافات اجباری برای او رقم خورد تا در چرخدندههای ناعادلانهترین دستگاه قضا گرفتار شود.
امروز پدرش نیز در زندان است و خانوادهای که هزینهی آزادیخواهی را یکجا پرداخت کردهاند، در تنهایی و رنج به سر میبرند. ارغوان تنهاست، اما رنج او آینهای است از دردِ هزاران جوان دیگر که نامشان پشت دیوارهای بلند اوین محبوس مانده است.
اینجا در بیرون از مرزها، وظیفه انسانی هر صدای آزادیخواهی است که نگذارد پروندهی ارغوان فلاحی در سکوت و تاریکی اتاقهای بازجویی گم شود. فریاد زدن نام ارغوان، یادآوری این حقیقت است که انسانیت مرز نمیشناسد و جان هر انسان بیگناهی، فراتر از هر مرز و جغرافیایی، ارزشمند و نیازمند حمایت است.